مرتضى مطهري

299

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

باشد صحيح نيست ، قبول نداريم زيرا آنچه باطل است اختلاف و تبعيض در قانون است ( خواه در وضع قانون يا اجراى آن ) و اما اختلافهايى كه براساس تفاوت استعدادهاى طبيعى و اختلاف فعاليتها پيدا مىشود صحيح است و عين عدل است و نيز قوام اجتماع به آن است . و اگر مقصود اين است كه نظام رباخوارى موجب اختلال و زوال اجتماع مىشود ، مىگوييم با نظارت حكومت در نرخ ربا ( مانند نظارت در ساير موارد ) و وضع ماليتها همواره مىتوان اجتماع را از اين خطر محفوظ داشت و اين راه عاقلانه تر و صحيحتر است از اينكه از اول جلوى فعاليت و پيشرفت اشخاص گرفته شود . علت پنجم : عقيم بودن پول : 5 . پول مولَّد نيست ، عقيم است ( 1 ) . اين سخن ارسطو است كه مىگويد پول نمىزايد . توضيح اين كلام اين است كه ارزش هر كالا مربوط است به خاصيت مفيد آن ( 2 ) ، و استفاده از منافع يك كالا يعنى استغلال يك كالا و سرمايه قرار دادن آن بستگى دارد به اينكه آن كالا مولَّد باشد ( نه صرفاً نافع ) يعنى به نحوى از انحاء بر ارزش آن افزوده شود به وسيله كارى كه بر روى آن صورت مىگيرد يا به واسطه اثرى كه آن كالا به حكم طبيعت توليد مىكند مثل ميوه درختيا بچه حيوان يا فرزند برده ، يا به واسطه نقل و انتقال كه به وسيله انسان در دسترس مصرفكننده قرار گيرد . اما اگر كالايى نه قابل انتفاع از آن با بقاء عين باشد و نه مولَّد باشد و در شرايطى باشد كه حتى قابل فروش به ديگران نباشد ، اينچنين كالايى قابل استغلال

--> ( 1 ) . رجوع شود به ورقه هاى مطالب مربوط به ربا . اين مطلب بايد اينطور عنوان شود كه ربا دزدى است . آنگاه درباره دزدى بودن ربا اينطور بحث شود كه از نظر اقتصاد كلاسيك و ماركسيستها اساساً سرمايه ارزش اضافه توليد نمىكند ، و اين بحث - آنچنانكه در ورقه هاى اقتصاد بيان كرده‌ايم - توضيح داده شود كه خير ، سرمايه نيز قادر است ارزش علاوه توليد كند . آنگاه به بحث اينجا پرداخته شود كه پول از آن جهت كه پول است مولَّد نيست ، يا قرض مولَّد نيست . ( 2 ) . به عقيده ما ، ولى به عقيده ماركسيستها به پيروى از علماى مكتب كلاسيك بستگى دارد به مقدار كارى كه روى آن صورت گرفته است .